تبليغاتX
در آغوش خداوند
مرا به یاد داری!؟ منم آن یار قدیمی! آن دوست صمیمی!!

 

 

 

 

+ دوشنبه 1385/05/30 ساعت 10 قبل از ظهر   توسط یار قدیمی  

 

در ارتفاع خاصی از آسمان، هیچ ابری وجود ندارد

 

اگر آسمان دلت ابری شد،

 

بدان به اندازه کافی اوج نگرفته ای!

 

+ شنبه 1385/05/28 ساعت 7 قبل از ظهر   توسط یار قدیمی  
درد، شكافتن پوستي است كه ادراك شما را در خود پيچيده باشد و
 
و مستور بدارد،
 
هم بدان سان كه بر دامن مهربان خاك

تا هسته ايي پوست نشكافد و مغز به گرماي آفتاب ننمايد

هرگز جوانه اي نرويد و گياهي تازه سر از خاك بر نكند

با شما نيز طبيعت درد چنين است!

                                                  جبران خلیل جبران
+ جمعه 1385/05/27 ساعت 9 قبل از ظهر   توسط  
 
مردي بود بسيار متمكن و پولدار روزي به كارگراني براي كار در باغش نياز داشت. بنابراين ، پيشكارش را به ميدان شهر فرستاد تا كارگراني را براي كار اجير كند. پيشكار رفت و همه ي كارگران موجود در ميدان شهر را اجير كرد و آورد و آن ها در باغ به كار مشغول شدند. كارگراني كه آن روز در ميدان نبودند ، اين موضوع را شنيدند و آنها نيز آمدند. روز بعد و روزهاي بعد نيز تعدادي ديگر به جمع كارگران اضافه شدند. گر چه اين كارگران تازه ، غروب بود كه رسيدند ، اما مرد ثروتمند آنها را نيز استخدام كرد. شبانگاه ، هنگامي كه خورشيد فرو نشسته بود ، او همه ي كارگران را گردآورد و به همه ي آنها دستمزدي يكسان داد. بديهي ست آناني كه از صبح به كار مشغول بودند ، آزرده شدند و گفتند : (( اين بي انصافي است. چه مي كنيد ، آقا ؟ ما از صبح كار كرده ايم و اينان غروب رسيدند و بيش از دو ساعت نيست كه كار كرده اند. بعضي ها هم كه چند دقيقه پيش به ما ملحق شدند. آن ها كه اصلاً كاري نكرده اند)).
مرد ثروتمند خنديد و گفت : (( به ديگران كاري نداشته باشيد. آيا آنچه كه به خود شما داده ام كم بوده است ؟ ))
كارگران يك صدا گفتند : (( نه ، آنچه كه شما به ما پرداخته ايد ، بيش تر از دستمزد معمولي ما نيز بوده است. با وجود اين ، انصاف نيست كه ايناني كه دير رسيدند و كاري نكردند ، همان دستمزدي را بگيرند كه ما گرفته ايم )).
مرد دارا گفت : (( من به آنها داده ام زيرا بسيار دارم. من اگر چند برابر اين نيز بپردازم ، چيزي از دارائي من كم نميشود. من از استغناي خويش مي بخشم. شما نگران اين موضوع نباشيد. شما بيش از توقع تان مزد گرفته ايد پس مقايسه نكنيد. من در ازاي كارشان نيست كه به آنها دستمزد مي دهم ، بلكه مي دهم چون براي دادن و بخشيدن ، بسيار دارم. من از سر بي نيازي ست كه مي بخشم)).
مسيح گفت : (( بعضي ها براي رسيدن به خدا سخت مي كوشند. بعضي ها درست دم غروب از راه مي رسند. بعضي ها هم وقتي كار تمام شده است ، پيدايشان مي شود. اما همه به يكسان زير چتر لطف و مرحمت الهي قرار مي گيرند)).
+ پنجشنبه 1385/05/26 ساعت 11 قبل از ظهر   توسط  
 

 

 راه در جهان يکي است و آن راه، راستي است.

 

پندار نیک

                       گفتار نیک

                                              کردار نیک

 

+ چهارشنبه 1385/05/25 ساعت 1 بعد از ظهر   توسط یار قدیمی  

منگر اندر نقش زشت و خوب خویش

بنگر اندر عشق و در مطلوب خویش

منگر آنکه تو حقیری یا ضعیف

بنگر اندر همّت خود، ای شریف!

+ چهارشنبه 1385/05/25 ساعت 9 قبل از ظهر   توسط  

گفت : كسي دوستم ندارد. مي داني چقدر سخت است اين كه كسي دوستت نداشته باشد؟! تو براي دوست داشتن بود كه جهان را ساختي. حتي تو هم بدون دوست داشتن... !
خدا هيچ نگفت.
گفت : به پاهايم نگاه كن! ببين چقدر چندش آور است. چشم ها را آزار مي دهم. دنيا را كثيف مي كنم. آدم هايت از من ميترسند. مرا مي كشند براي اينكه زشتم. زشتي جرم من است.
خدا هيچ نگفت.
گفت : اين دنيا فقط مال قشنگ هاست.مال گل ها و پروانه ها‚مال قاصدك ها‚ مال من نيست.
خدا گفت : چرا مال تو هم هست.
دوست داشتن يك گل، دوست داشتن يك پروانه يا قاصدك كار چندان سختي نيست. اما دوست داشتن يك سوسك، دوست داشتن تو كاري دشوار است.
دوست داشتن كاري است آموختني؛ و همه رنج آموختن را نمي برند.
ببخش كسي را كه تو را دوست ندارد.زيرا كه هنوز مؤمن نيست. زيرا كه هنوز دوست داشتن را نياموخته. او ابتداي راه است.
مؤمن دوست دارد. همه را دوست دارد.زيرا همه از من است. و من زيبايم. من زيبائيم، چشم هاي مؤمن جز زيبا نميبينند. زشتي در چشم هاست. در اين دايره هرچه كه هست،نيكوست. آن كه بين آفريده هاي من خط كشيد، شيطان بود. شيطان مسئول فاصله هاست.
حالا قشنگ كوچكم! نزديكتر بيا و غمگين نباش.
قشنگ كوچك حرفي نزد و ديگر هيچگاه نينديشيد كه نازيباست.
        ... پس
" ببخش كسي را كه تو را دوست ندارد.زيرا كه او هنوز مؤمن نيست. زيرا كه هنوز دوست داشتن را نياموخته.او ابتداي راه است
. "


+ دوشنبه 1385/05/23 ساعت 7 قبل از ظهر   توسط یگانه  

+ یکشنبه 1385/05/22 ساعت 5 بعد از ظهر   توسط  

اگر گویم که نیکویم ، مکن عیبم که من اویم

چنان مستم که از مستی نمی دانم چه می گویم!

نکو آیینه ای دارم که حسن او در آن پیداست

بدی من مگو عاقل ، اگر گویم که نیکویم!

+ شنبه 1385/05/21 ساعت 8 بعد از ظهر   توسط  

 

+ شنبه 1385/05/21 ساعت 6 بعد از ظهر   توسط یار قدیمی  
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
بايگاني
یک نکته از این معنی
درود و سلام و صلوات بسیار بر روان پاک انبیاء و اوصیاء ایشان بویژه پیامبر خاتم و اهل بیت پاک و مطهر ایشان.

کارونا ری کی(Karuna Reiki) به معنی عمل بر اساس مهر و شفقت است و یک روش کهن و بسیار قوی مدیتیشن(مراقبه)، آرام بخشی و شفابخشی است.

این وبلاگ وسیله ایست برای سهیم شدن مطالب معنوی و زیبای تمامی ادیان و بزرگان با دلهای همیشه بیدار عاشقان خداوند و بهانه ایست برای پیوند قلوب ایشان!

علاقه مندان جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد فعالیتهای مرکز تحقیقات و آموزش مدیتیشن و ری کی "مهر" کرمان و شرکت در دوره های آموزشی با شماره تلفن مرکز : 03412475549 تماس حاصل فرمایند.


یاران عاشق
منتظر حق
پسر آزاد
معجزه قرآن و ادعیه
سایت ساتیا سایی بابا
دیوان کامل شاه نعمت الله ولی
چیست این...
آواتار مهربابا
سایت صالحین
در حضور
آوایی در غربت
بايگاني پيوندهاي روزانه
عاشقانه هاي كهن
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
مفاهيم نوشته ها
ری کی
مراقبه
عشق
عمومی
خدا
شعر
معصومین
خادمين شما
یار قدیمی
یگانه
ياران همراه
انواع انرژي درماني و عرفان....
دنبال خدایی !؟
نارایانا
عسل بانو
بتخانه نخواهم شد!
سامادی
شراره های عشق
قدح در دست
فرشید دیلی
قدح به دست
دوستانه
به نام آنکه گر حکم کند...
شعله ی حضور
درس زندگي
شعر شبونه
 

 KARUNA

: Powered By
KARUNAREIKI.BLOGFA.COM

: Karuna Reiki Master Teacher
Morteza Khademi

 
>
set as your home page