![]() |
![]() |
|
| مرا به یاد داری!؟ منم آن یار قدیمی! آن دوست صمیمی!! |
سلام سلام !! درجزیره ای زیبا تمام حواس ،زندگی می کردند؛ شادی،غم، غرور،عشق و... روزی خبر رسید که به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت. همه ی ساکنین جزیره قایق هایشان را آماده وجزیره را ترک کردند. اما عشق می خواست تا آخرین لحظه بماند،چون او عاشق جزیره بود. وقتی جزیره زیر آب فرو می رفت، عشق از ثروت که با قایقی با شکوه جزیره را ترک می کرد خواست و به او گفت:"آیا می توانم با تو همسفر شوم؟" ثروت گفت:"نه من مقدارزیادی طلا ونقره داخل قایقم هست ودیگر جای برای تو وجود ندارد" پس عشق از غرور که با یک کرجی زیبا راهی مکان امنی بود،کمک خواست. غرور گفت:"نه نمی توانم تورا با خود ببرم چون تمام بدنت خیس وکثیف شده و قایق زیبای مرا کثیف خواهی کرد" غم درنزدیکی عشق بود.پس عشق به او گفت:" اجازه بده تا با توبیایم" غم با صدای حزن آلود گفت:"آ ه عشق، من خیلی ناراحتم واحتیاج دارم تا تنها باشم." عشق این بار سراغ شادی رفت واو را صدازد.اما او آن قدر غرق شادی وهیجان بود که حتی صدای عشق را هم نشنید. آب هر لحظه بالا وبالاتر می آمد وعشق دیگر ناامید شده بود که ناگهان صدای سالخورده گفت:"بیا عشق،من تو را خواهم برد" عشق آنقدر خوشحال شده بود که حتی فراموش کرد نام پیرمرد را بپرسد وسریع خود را داخل قایق انداخت وجزیره راترک کرد. وقتی به خشکی رسیدند،پیرمرد به راه خود رفت وعشق تازه متوجه شد کسی که جانش رانجات داده بود،چقدر برگردنش حق دارد. عشق نزد علم که مشغول حلِ مسأله ای روی شن های ساحل بود،رفت واز او پرسید:"آ ن پیرمرد که بود؟" علم پاسخ داد:"زمان" عشق با تعجب گفت:"زمان؟! اما چرا او به من کمک کرد؟!" علم لبخندی خردمندانه زد وگفت:"زیرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است."
از کتاب:عشق بدون قید وشرط
|
|
+
یکشنبه 1386/08/27 ساعت 6 بعد از ظهر توسط یگانه
|
|
بياييد، بياييد. يكي يكي و با هم ! در او خود را ببينيد … چون او خود را در همه شما مي بيند … شما زندگي او هستيد؛ نفس او؛ روح او … شما همه شكل هاي او هستيد. وقتي او به شما عشق مي ورزد، به خود عشق مي ورزد … وقتي شما به خود عشق مي ورزيد به او عشق مي ورزيد. او خود را از خود جدا ساخت؛ تا بتواند خود باشد … خود را از خود جدا ساخت و همه شد؛ تا بتواند خود باشد. او خواست كه خود شود … يعني تجلي سرور– تجلي عشق … يعني آنچه كه هست؛ و او خواست كه آن شود. او چگونه مي توانست تجلي سرور و عشق باشد؟ سرور بگيرد… و سرور ببخشد؟ عشق بگيرد … و عشق ببخشد؟ و به چه كسي سرور ببخشد؟ و به چه كسي عشق ببخشد؟ پس چنين كرد … او خود را از خود جدا ساخت و همه هستي شد !
|
|
+
چهارشنبه 1386/08/02 ساعت 5 بعد از ظهر توسط یار قدیمی
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک بايگاني |
| یک نکته از این معنی |
درود و سلام و صلوات بسیار بر روان پاک انبیاء و اوصیاء ایشان بویژه پیامبر خاتم و اهل بیت پاک و مطهر ایشان.
کارونا ری کی(Karuna Reiki) به معنی عمل بر اساس مهر و شفقت است و یک روش کهن و بسیار قوی مدیتیشن(مراقبه)، آرام بخشی و شفابخشی است. این وبلاگ وسیله ایست برای سهیم شدن مطالب معنوی و زیبای تمامی ادیان و بزرگان با دلهای همیشه بیدار عاشقان خداوند و بهانه ایست برای پیوند قلوب ایشان! علاقه مندان جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد فعالیتهای مرکز تحقیقات و آموزش مدیتیشن و ری کی "مهر" کرمان و شرکت در دوره های آموزشی با شماره تلفن مرکز : 03412475549 تماس حاصل فرمایند. |
| یاران عاشق |
|
منتظر حق پسر آزاد معجزه قرآن و ادعیه سایت ساتیا سایی بابا دیوان کامل شاه نعمت الله ولی چیست این... آواتار مهربابا سایت صالحین در حضور آوایی در غربت بايگاني پيوندهاي روزانه |
| مفاهيم نوشته ها |
|
ری کی مراقبه عشق عمومی خدا شعر معصومین |
| خادمين شما |
|
یار قدیمی یگانه |
|
KARUNA
|