![]() |
![]() |
|
| مرا به یاد داری!؟ منم آن یار قدیمی! آن دوست صمیمی!! |
|
علی (ع): من همان ذكری هستم كه به فراموشی سپرده شده و همان راهی كه از آن منحرف شده اند و همان ايمانی كه بدان كافر شده اند و همان قرآنی كه مهجور مانده و همان دينی كه تكذيب شده و همان صراطی كه از آن روی گردانده اند.
|
|
+
یکشنبه 1387/06/31 ساعت 10 بعد از ظهر توسط یار قدیمی
|
|
چون ابوذر غفاری از پیغمبر اکرم(ص) شنیده بود که: " شناختن علی(ع) به نورانیت، کاملترین مراتب معرفت است" نزد سلمان آمد تا از او در این خصوص پرسش نماید سپس سلمان گفت با یکدیگر نزد علی(ع) می رویم و از خود حضرت سؤال می کنیم. رفتند و امام در جواب چنین فرمودند: شناختن من به نورانیت، شناختن خدا است و شناختن خدا به نورانیت، دین خالص است پس هر که ولایت مرا به پا داشت نماز را برپا داشته و مومن آزمایش شده کسی است که هیچ چیز از مقامات ما را نمی شنود مگر آنکه خدا سینه اش را برای قبولش گشاده نموده و شک و تردید نخواهد داشت و هر کس بگوید چرا و چگونه!؟ پس کافر است و خدا امر خود را گذراند و مائیم امرالله و بدان که من بنده ی خدایم و خدا مرا خلیفه خود بر بندگان و کشورش قرار داد و امینبر خلق در زمین نمود. ما را خدا قرار ندهید و در حق ما آنچه از فضائل که می خواهید بگوئید زیرا شما به کنه مقام ما و نهایت مناقب ما نخواهید رسید! من و پیغمبر یک نور از نور خدا بودیم آنگاه خدا این نور را امر به انشقاق فرمود و سپس به یک نیمه اش گفت: "محمد باش"، محمد شد و به نیمه دیگر گفت: "علی شو" ، علی گردید و پیغمبر ناطق بود و من صامت. پس حضرت علی (ع) دست خود را بر هم زد و فرمود: محمد جمع کننده بود و من نشر دهنده ام و من صاحب لوح محفوظم. خدا علومی که در آن است به من الهام فرمود. محمد خاتم انبیاء و من خاتم اوصیائم. منم که نوح را در کشتی به امر خدای خود روان کردم. منم که یونس را از شکم ماهی به امر خدا خارج ساختم. منم که ابراهیم را از آتش به اذن خدا نجات دادم و من محمد و ابراهیم، موسی و عیسی ام و هر گونه بخواهم تغییر شکل می دهم. من به اذن خدایم زنده می کنم و می میرانم و به ضمائر دلها آگاهم و امان از فرزندان من نیز هرگاه اراده کنند این علم را دارند. ما همه محمدیم اول ما محمد، وسط ما محمد و آخر ما محمد و تمامی ما محمد هستیم. اگر بخواهیم آسمانها و زمین را می شکافیم و مشرق را مغرب و مغرب را به مشرق تبدیل می کنیم و همه چیز حتی آسمان و زمین و خورشید و ماه از ما اطاعت می کنند. و با آنکه مانند سایر مردم می خوریم و می آشامیم اینگونه امور را به امر خدا انجام می دهیم ... ای جندب و ای سلمان! این است معرفت به نورانیت. آنرا با رشد فکر بگیرید. (دکتر علی شریعتی: ... و تاریخ اسلام مسیر شگفتی را دنبال کرد. مسیری که در آن همه قلدران و قداره بندان و خاندانها و خانهای عرب و عجم و ترک و تاتار و مغول حق رهبری امت اسلام و خلافت پیامبر اسلام را داشتند بجز خاندان پیامبر و ائمه راستین اسلام! )
|
|
+
جمعه 1387/03/17 ساعت 11 قبل از ظهر توسط یار قدیمی
|
|
سفری تلخ و شیرین بود سفر به سرزمین وحی سفر به دیاری تاریخی که جای جای اون یادآور حضور پیامبران و ائمه معصومین و حوادث صدر اسلام است. ابتدای سفر در مدینه النبی بود مسجد النبی با معماری و امکاناتی بسیار پیشرفته. گنبد سبز رسول الله دلها را به سوی حضرت محمد(ص) معطوف می ساخت گوئی ایشان به استقبال مهمانان خویش آمده بودند! السلام علیک یا رسول الله، السلام علیک یا رحمت للعالمین بین محل دفن پیامبر در خانه محقر خویش و منبر ایشان که به فرموده آن حضرت، باغی از باغهای بهشت است، فضایی ملکوتی همراه با ازدحام زائرین حاکم بود. به زحمت می شد برای دقایقی بین جمعیت نمازگزار جایی پیدا کرد و نماز زیارت خواند. خبری از ضریح و جایگاه خاصی برای زیارت نبود! وجهه شریفه ای وجود داشت که داخل اون مشخص نبود شبیه به سه حجره اونجا بود که حجره وسط که درب اون دارای دو قسمت بود. در سمت چپ نام پیامبر (ص) و در سمت راست نام ابی بکر و عمر بن خطاب با لفظ " رضی الله عنه " به چشم می خورد! جلوی اون دو سرباز و یک عرب وهابی مرتب زائرین رو چک می کردن که کسی زیارت نخونه یا رو به مرقد دست به دعا بر نداره! آخه دعا باید رو به قبله باشه و به مرده فقط باید سلام داد! وای به این غربت یا رسول الله! در سوئی دیگر فضای خاکی بزرگی قرار داشت. گفتند قبرستان بقیع است! هر چه نگاه کردیم گنبد و بارگاه و نشانه ای نیافتیم با تلاشی زیاد متوجه گوشه ای از قبرستان شدیم که در محاصره عربهای وهابی بود. زائرین پنهانی در حال زیارت و گریه بودند. سنگ چین کوچکی با چهار سنگ علامت، چشم نوازی می کرد! چهار بزرگوار ایستاده بر آن محل به استقبال زائرین خویش آمده بودند! آری ائمه بقیع! این همه بزرگی و کرامت و آنهمه غربت !؟ قبر عباس عموی پیامبر و فاطمه بنت اسد مادر بزرگوار حضرت علی (ع) در همان منطقه به چشم می خورد. در سوئی دیگر گودال مانندی حصار کشی شده جلب توجه می کرد قبر ام البنین مادر بزرگوار حضرت ابوالفضل ! در تمامی این قسمتها عربهای وهابی نظارت دقیق داشتند و با زبان فارسی سعی در برگرداندن عقیده شیعیان و مانع شدن از خواندن زیارت و زیاد ماندن زائرین در پشت حصار تعیین شده برای زیارت کنندگان داشتند! خدای من چه خفقانی ، چه غربتی !؟ پس چرا نشانی از اهل بیت پیامبر نیست!؟ از پاره تن پیامبر ، نور چشم پیامبر نام و نشانی کو !؟ اینجا کجاست!؟ دلمون گرفته بود ، دیدن غربت این بزرگواران که از زمان حیاتشون ادامه داره بر شوق زیارتشون غلبه می کرد. خیلیها حرم امام رضا (ع) رو به اونجا ترجیح می دادند....
شرح این هجران و این خون جگر این زمان بگذار تا وقت دگر
اگه شد ادامه سفر رو واستون خواهم نوشت فقط اضافه کنم که بسیار از طرف دوستان نائب الزیاره بودیم و نماز در روضه رضوان واسه همه تون خوندیم.
|
|
+
جمعه 1387/03/10 ساعت 1 بعد از ظهر توسط یار قدیمی
|
|
خفته بودستید تا اکنون شما که کنون جامه دریدید از عزا پس عزا بر خود کنید ای خفتگان زانکه بد مرگیست این خواب گران
|
|
+
دوشنبه 1386/10/24 ساعت 1 بعد از ظهر توسط یار قدیمی
|
|
آدرس وبلاگ " در آغوش خداوند " ، مربوط به مرکز تحقیقات و آموزش مدیتیشن و ری کی "مهر"
|
|
+
چهارشنبه 1386/04/13 ساعت 9 بعد از ظهر توسط یگانه
|
|
حضرت علی در راه به طبیبی بر می خورد که مشغول دادن دارو به بیماران بود، آن حضرت از وی می پرسد آیا برای درمان گناه دارویی داری؟ طبیب میگوید مگر گناه درد یا بیماری است؟ امیر المومنین گفت بلی و مردم را به زحمت انداخته. طبیب گفت من نمی دانم آیا شما می دانید؟ حضرت علی فرمود بلی، برای درمان گناه باید:
از اینجا برخیزی و به بوستان ایمان بروی، چون وارد شدی از ریشه درخت نیت و دانه های پشیمانی و قدری از برگ تدبر و تخم ورع و میوه فهم و اندازه ای از شاخه های یقین و مغز اخلاص و پوست اجتهاد و مقداری هم از ساقه های انابه و زهربرگردان تواضع گرفته، همه را با حواس جمع با دلی متوجه و فهمی سرشار با انگشتان تصدیق و کف توفیق میان تشت تحقیق میریزی و با آب چشمهایت شستشو می دهی و آنگاه تمام را میان دیگ امید ریخته به آتش اشتیاق می جوشانی آنقدر تا مواد زایدش جدا شود و عصاره و خامه حکمت به دست آید سپس آن را گرفته و در بشقاب رضا و تسلیم ریخته باد نفخ و نسیم استغفار بر آن می دمی تا پیشتر از آنکه فاسد شود خنک گردد و این شربت گوارا می گردد و آن را در جایی که مردم نباشند و جز خدا ترا نبیند می نوشی. این است دوای گناهان چنانکه اثری از آنها باقی نمی گذارد.
برگرفته از کتاب طب الصادق |
|
+
پنجشنبه 1385/10/07 ساعت 9 قبل از ظهر توسط یار قدیمی
|
|
کاش که این فاصله را کم کنیم
محنت این قافله را کم کنیم
کاش که همسایه ما می شدی
مایه آسایش ما می شدی
هر که به دیدارتو زائر شود
یک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامش جان من است
نامه تو خط اعمال من است
ای نگهت خواسته آفتاب
بر من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده بر انداز به چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم ...
"مرحوم آغاسی"
|
|
+
یکشنبه 1385/06/19 ساعت 8 قبل از ظهر توسط یار قدیمی
|
|
هرگز شنیده ای که خاک ، بوی بهشت بدهد؟
و تکه ای از آسمان ،سر بر آستان زمین بساید؟ هرگز دیده ای که آفتاب ،از زمین به آسمان بتابد ؟ و ستاره ها ، گردنبند مناره ها شوند؟ هرگز دیده ای که ... این جا " مدینه " است ، مدینه اقیانوسی در خاک همه جای این جا ، بوی مهربانی می دهد بوی معراج بوی بوریای بی ریای رسول ( ص ) ، بوی خدا اینجا هنوز فتوت و مروت جاری است از " شعب " بپرس گواه صادق رنج رسول ( ص) . حریمی که عشق ، حرمتش می کند. و ذرات مهر و ماه در آن پراکنده است . این جا مدینه است قبله گاه فرشتگان خدا اللهم صل علی محمد و آل محمد اینجا مرگ بی معناست هر چه هست ، زندگی و بالندگی است حرم ، نماز ، کبوتر و زائر سرایی در هفت آسمان دست بر سینه وارد می شوی جانت با نسیم زیارت معطر می شود ختم النبیین اش خوانده اند اما اینجا هر چه می بینی ، آغاز است ، آغاز... لب می گشایی به چکامه ، به سرود و سخن و طعم کلمات عاشقانه ات را حس می کنی شگفتا ! دریا مخاطب قطره می شود ! آه ... مدینه ، مدینه ، مدینه کوچه هایت را می کاوم و ازدحام درد را در لابه لای لحظه هایت حس می کنم . تو عبور اقیانوس را از نزدیک دیده ای ،هنگامی که قطره ها ، دردمند و دغدغه دار به دامان نجابتش دخیل اشک می بستند و خویش را عاشقانه به موج نگاهش می سپردند مدینه ! تو شکوای سبز نخل را دیده ای ، هنگامی که تنهایی عشق را می گریست و رسول باران و مهر را درتصرف گردباد های ناجوانمرد می دید ... اما کفر ، کوچکتر از آن بود که رو در روی توفان بایستد حاشا که کوه با نسیمی پریشان شود و آئینه از غبار. مدینه ! این روزها قلب کبوترهای تو زائرسراست . و تو نمی دانی که گیسو در کدام هوا بفشانی . از تنهایی اقیانوس بگویی . یا جگر پاره پاره خورشید را مویه کنی ... حسن مجتبی ( ع ) مظلوم ترین مسافر توست. و این روزها بوی غربتش ، شرمندگی زمین را وسعت می بخشد... مدینه ای صمیمانه ترین سمت حیات . آه مدینه ، مدینه ، مدینه ... ارسالی توسط خواهر خوبمون : دریا |
|
+
شنبه 1385/06/11 ساعت 7 قبل از ظهر توسط یار قدیمی
|
|
پیامبر اکرم(ص): خدا را به خاطر نعمتهایی که به شما ارزانی می دارد دوست بدارید و مرا به سبب آنکه خدا را دوست دارید ؛ و اهل بیتم را به سبب آنکه مرا دوست دارید دوست بدارید.
مهر تو هرگز نرود از دل من حتی اگر در خاک شود منزل من
|
|
+
دوشنبه 1385/06/06 ساعت 7 قبل از ظهر توسط یار قدیمی
|
|
پیامبر اکرم(ص): خوشا به حال کسی که او ( حضرت قائم ) را دیدار کند. خوشا به حال آنکه او را دوست بدارد. خوشا به حال آنکه به او اعتقاد داشته باشد.
|
|
+
شنبه 1385/06/04 ساعت 10 بعد از ظهر توسط یار قدیمی
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک بايگاني |
| یک نکته از این معنی |
درود و سلام و صلوات بسیار بر روان پاک انبیاء و اوصیاء ایشان بویژه پیامبر خاتم و اهل بیت پاک و مطهر ایشان.
کارونا ری کی(Karuna Reiki) به معنی عمل بر اساس مهر و شفقت است و یک روش کهن و بسیار قوی مدیتیشن(مراقبه)، آرام بخشی و شفابخشی است. این وبلاگ وسیله ایست برای سهیم شدن مطالب معنوی و زیبای تمامی ادیان و بزرگان با دلهای همیشه بیدار عاشقان خداوند و بهانه ایست برای پیوند قلوب ایشان! علاقه مندان جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد فعالیتهای مرکز تحقیقات و آموزش مدیتیشن و ری کی "مهر" کرمان و شرکت در دوره های آموزشی با شماره تلفن مرکز : 03412475549 تماس حاصل فرمایند. |
| یاران عاشق |
|
منتظر حق پسر آزاد معجزه قرآن و ادعیه سایت ساتیا سایی بابا دیوان کامل شاه نعمت الله ولی چیست این... آواتار مهربابا سایت صالحین در حضور آوایی در غربت بايگاني پيوندهاي روزانه |
| مفاهيم نوشته ها |
|
ری کی مراقبه عشق عمومی خدا شعر معصومین |
| خادمين شما |
|
یار قدیمی یگانه |
|
KARUNA
|